
شادیهایت به بلندی امشب![]()
و غمهایت به کوتاهی امروزباد![]()
یلدا مبارک![]()
در ضمن امشب زیاد پر خوری نکنید![]()
((همیشه شاد باشید)) ![]()

شادیهایت به بلندی امشب![]()
و غمهایت به کوتاهی امروزباد![]()
یلدا مبارک![]()
در ضمن امشب زیاد پر خوری نکنید![]()
((همیشه شاد باشید)) ![]()


غم دريا دلان را با كه گويم؟ كجا غمخوار دريا دل بجويم؟ دلم درياي خون شد در غم دوست چگونه دل از اين دريا بشويم؟


هیچ کس٬هیچ کسی را نشناخت
هرکه پرورده دست وطنی
من٬منم٬دورزدنیای توام
تو٬توئی٬دورزدنیای منی
من هم ای دوست کجا ره دارم
دردل خلوت بیگانه تو
شاید اندر پس آبادتوهست
تلخی خانه ویرانه تو
ناشناسیم وبه پندار٬شناس
آشنا٬لیک به پهنای قریب
هرچه ازرشته به باطن داریم
دیگری راست تمنای غریب



هنگام خزان من زودتر از تو مي شكستم و مي افتا د م.
تا زمانيكه تو مي افتي در آغوشت گيرم......




تورو تو فاصله ها تنها گذاشت
بي خبررفت وتواين بيراهه ها
رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت
اه دلو سوزوندي
اه چرا نموندي
من وهرثانیه وجنون تو
واسه من همین خیالتم بسه
بزار جاده ها اشتباه برن
ما كه دستمون به هم نمي رسه
با حریر پیله های کاغذی
واسه من جاده رو ابریشم نکن
من به پروانه شدن نمی رسم
حرمت فاصلمون و کم نکن
اه چرا نموندی
اه دل و سوزوندی




اگر به جای یک قلب صد قلب داشتم :
می گذاشتم که هر صد قلب را به جرم عاشقی از سینه بیرون بکشند و قربانی کنند
!چرا که در مذهب عاشقان ، قربانی شدن ،
داوطلبانه ، اولین شرط عضویت است
!!!


وعشق صداي فاصله هاست فاصلههايي كه هر لحظه در تغييرند





لحظاتی را طی کردیم تا به خوشبختی برسیم ،
اما وقتی رسیدیم
فهمیدیم خوشبختی همان لحظات بود


ای عشق من
تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست!
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته ي منه!
تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه!
تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي!
تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من!
من زنده هستم! براي زندگي كردن با تو



روی نیمکت تک و تنها
توی رویا با خیالت
زندگی رو زنده هستم
لب دریا رو به موجا
باز به یادت می خروشم
تا بفهمی خیلی وقته
اینجا منتظر نشستم
لب دریا انتظارت چه قشنگه
همه ی عمر انتظارت چه قشنگه
دریا بازم منو فریاد میزنه
میگه خشکی جای موندن دیگه نیست
بیا دریایی شو تا ماهی باشیم
آخه ماهی توی آب زندونی نیست




فرداش باز ميخوره به ديوار ميگه ببخشيد
پس فرداش باز ميخوره به ديوار واي ميسته پليس بياد
دوپينگ ميكنه برا اينكه كسي نفهمه آخر ميشه
ميره تظاهرات مي بينه شلوغه ، برميگرده
ميره لايه اوزون رو ميدوزه ميمونه اون ورش
ميره پشت بوم مي خوابه سردش ميشه در پشت بوم رو ميبنده
سوار اتوبوس ميشه از يه دختره خوشش مياد پياده ميشه شماره اتوبوس رو ور ميداره
بعد از اين همه اتفاق بي هوا از خونه ميره بيرون خفه ميشه




باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید




no es tan bello como
el silencio. Es meJor
no decir nada."
اگه گفتی یعنی چی؟!
جایزه داره!!![]()
خودم می گم: If thing that you are going to say is not as beautiful as *
*silence it is better not to say anything at all
The words are not necesary. You just
need to look into his or her eyes
قشنگ بود نه؟!


|
1. تمام آرزوهایم را قاب میکنم
************** 2. آه هایم ************** 3. باریکه ی نوری نامحدود را تا بی نهایت دنبال میکنم ************** 4. بگذرید و نگذرید |


سلام من سحر هستم ۲۱سالمه واميدوارم كه بتونم با
مطالبي كه اينجا ميزارم هم شما و هم خودم رو راضي
كرده باشم وبتونم با مطالبی که می نویسم توجه شما
عزيزان رو جلب كنم و بتونيم از با هم بودنمون لذت ببريم و
در آخر خوشحال مي شم با سر زدن به وبلاگ من وعقايد
پر مهرتون منو ياري كنيد تا بتونم اين وبلاگ رو به هدفهايي
كه دارم نزديك كنم خدا نگه دار تا سلامي 2باره


وقتی تو پیرمی شی
یه درخت فرسوده می شی
خشک می شی بی روح می شی
دیگه پرنده ای روی شاخه هات نمی یاد
که بشینه و اواز بخونه
دردو دل کنه فغان کنه
مثال یه عاشق
برا جفتش بخونه سفره دلشو وا کنه
یکی از همین روزا
که از خودم خالی شدم
رفتم دنیای دیگه راحت شدم
دیگه نمی مونم تنها
راحت می شم
تو هم بارفتنم
زنده می شی شاد می شی![]()




سلام من سحر هستم ۲۱سالمه واميدوارم كه بتونم با
مطالبي كه اينجا ميزارم هم شما و هم خودم رو راضي
كرده باشم وبتونم با مطالبی که می نویسم توجه شما
عزيزان رو جلب كنم و بتونيم از با هم بودنمون لذت ببريم و
در آخر خوشحال مي شم با سر زدن به وبلاگ من وعقايد
پر مهرتون منو ياري كنيد تا بتونم اين وبلاگ رو به هدفهايي
كه دارم نزديك كنم با تشکر صمیمانه از مهسای عزیز که بهم کمک میکنه برای بهتر شدن
وبلاگ تا سلام ۲باره بای![]()
![]()



غزل رفتن سرودي ![]()
بي وداعي و درودي
رفتي و از من گذشتي
تو كه يار من نبودي
اشك سردم را نديدي
دُرِ عشق و نخريدي
به دل تاريك شبهام
نزدي نورِ اميدي
سر راهم ننشستي
دل به اين عاشق نبستي
رفتي و پشت سرِ خود
همه پلها رو شكستي
من مي خواستم با تو باشم
با تو از خودم رها شم
تو ولي رفتي و از من دل بريدي
دل به راهي گنگ و نا غافل سپردي
اشك سردم را نديدي
دُرِ عشق و نخريدي
به دلِ تاريكِ شبهام
نزدي نورِ اميدي
سرِ راهم ننشستي
دل به اين عاشق نبستي
رفتي و پشتِ سرِ خود
همه پلها رو شكستي
غزلِ رفتن سرودي
بي وداعي و درودي.......




مي دوني
فاصله بين انگشت هات براي چيه؟
براي اينه كه يك نفر ديگه با انگشتهاش اونها رو پر كنه
پس دنبال
اون كسي باش كه بتونه اونها رو برات پر كنه
اگر خدا بهت داد نگهش داره





چون دنیا یه روز تموم میشه...
نمیخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم یه روز پژمرده میشه...
نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم میشه...
نمیخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که همیشه پاک نمیمونه...
نمیخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...


اشک رازيست
لبخند رازيست
عشق رازيست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نيستم که بگويي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنانکه ببيني
يا چيزي چنانکه بداني
من درد مشترکم مرا فرياد کن
دستت را به من بده دستهاي تو با من آشناست
اي دير يافته با تو سخن مي گويم
با تو..........


اشک رازيست
لبخند رازيست
عشق رازيست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نيستم که بگويي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنانکه ببيني
يا چيزي چنانکه بداني
من درد مشترکم مرا فرياد کن
دستت را به من بده دستهاي تو با من آشناست
اي دير يافته با تو سخن مي گويم
با تو..........


|
برای شنیدن تو |







کاش می شد عشق را پرپر کنم
شادی را با شقایق سرکنم
کاش می شد قطره قطره پرکشم از بام او
داغ تنها ماندنم را وا کنم
کاش می شد دل به دریا بسپارم
عشق بی آغاز را پایان کنم
کاش می شد در نگاه پنجره
دردهای قلب را رسوا کنم
کاش می شد عمر را تکثیر کرد
لحظه ی دیدار را تجدید کرد
کاش می شد اشک را تهدید کرد
فرصت لبخند را تمدید کرد


اين ديوانگيست ...
که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه
خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم...
که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه
يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم...
اين ديوانگيست ...
که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه در زندگي با
شکست مواجه شده ايم ...
که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه يکي از کارهايمان
اين ديوانگيست ...
که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر
اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را زير پا گذاشته است رد کنيم ...
که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه
در يکي از آنها به ما خيانت شده است...
اين ديوانگيست ...
که همه شانس ها را لگدمال کنيم بخاطر اينکه
در يکي از تلاشهايمان ناکام مانده ايم...
به اميد اينکه در مسير خود هرگز
دچار اين ديوانگي ها نشويم...