تبليغاتX
لی لی استار(هالیوود/بالیوود.....) ::
لی لی استار(هالیوود/بالیوود.....)
غم تنهايي
سالها مي گذرد...ومن بي تو هنوز تنهادر خلوت رويايي خويش... دانه هاي اشك را همچون باران... با اب غم مي شويم

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 و ساعت 8:21
ازدواج امینم
ازدواج مجدد امينم با همسر سابقش
 
در هنگام ورود ميهمانان به محل مراسم، مراقبت شديدی صورت می گرفت
امينم، خواننده موسيقی رپ و کيمبرلی مترز، همسر سابقش چهار سال پس از طلاق و جدال حقوقی بر سر سرپرستی دخترشان، دوباره با يکديگر ازدواج کرده اند.

امينم که نام واقعی او مارشال مترز سوم است در سال 1999 با عشق دوران دبيرستان خود ازدواج کرد اما بعدتر در اثر موفق خود، "کيم" که سال 2000 عرضه شد، با توصيفهای واضح و روشنی درباره مرگ او خيالبافی کرد.

ميهمانان مجلس عروسی که در شهر زادگاه اين زوج، ديترويت برگزار شد شامل گروه هيپ هاپ "جی يونيت"، گروهی که فيفتی سنت خواننده رپ در آن عضويت دارد می شد.

امينم موفقترين آثارش را ماه گذشته در آلبومی به نام Curtain Call منتشر کرد که به معنای حضور بازيگران نمايش، پس از پايان اجرا و پيش از کشيدن پرده ها به روی صحنه، برای استقبال از تشويق حضار است

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 و ساعت 12:35
تنها مانده ام

 

 دیریست تنها مانده ام بلور لحظه های بودنم در پی رگبار تشنگی کویری ام ترکی برداشت که هرم نفس هیچ عاشقی برای او پیوندی نیست لحظه با طراوت دلبستگیم در تاریکی و ظلمت غربت آوایی ناشناس شکست و شکوفه محبتم در نفس باد خزان پروازی ابدی را سلام گفت نفس گرم دل خسته و رمیده ام که در پی نوید یک قاصدک به در خانه مهر تو رسید به تنی پر ز برهوت نگاه عاشقت تبدیل گشت.

میدانی دیریست تنها مانده ام ریشه پژمان تو در نگاهت خفته بود نگاه حقیقت جوی من در صدایت مرده بود. لحظه رسیدن نگاه من به چشمان پر غوغای تو رفتن تو شکست و پر پر شدن شکوفه امید را در گوش من نجوا نمود.

تو رفتی و با صدای پر فریب خود قاصدک را به سوی یاری دگر آواز دادی . تا کجا؟ تا کجا جاده راهی بودنت صدای امتداد را پر ترنم میسازد. تا کجا پروانه بودن لحظه های همچو منی در کویر دلت بال و پر خواهد زد.

میمانم . من در انتهای جاده خستگیت به انتظار قاصدکت میمانم .

آری به امید شکستن دل تو ای پر ز فریب و ز ریا به انتظار میمانم

(این حرف دل من نیست من به هیچ عنوان حاضر نیستم نفرین کنم فقط به خاطر زیبایی متن نوشته شده)

Amrita Arora: Wallpapers 29

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 و ساعت 11:23
تا ابد کنارتو می ماندم
فردااگر ز راه نمي امد من تاابد كنار تومي ماندم من تا ابد ترانه عشق را در افتاب عشق تو مي خواندم در پشت شيشه هاي اتاق تو ان شب نگاه سرد سياهي داشت دالان ديدگان تو در ظلمت گويي به عمق روح تو راهي داشت

*************************************

 

 
تا نهايت زمانه
 
تا انتهاي عالم فاني
 
عاشقانه خواهم ماند
 
باتو
 
از كران تا كران
 
تا بلنداي قله هاي سفيد خوشبختي
 
با دو بال نازك عشق
 
به پرواز در خواهم آمد
 
 تجربه اولين عشق
   
با تو
 
 شيرين شد
 
با تو گل خوشبختي
 
در اعماق وجودم
 
جوانه زد
 
باتو
 
جرقه هاي عاشق شدن
 
در آتشكده متروك قلبم
 
شعله كشيد
 
ترانه هاي عاشقانه ام
 
با تو
 
به حقيقت رسيد
 
انجماد رگهاي يخ زده ام
 
در شراره آغوش سوزانت
 
ذوب شد
 
و
 
باتو
 
و
 
وجود متبرك توست
 
كه مي خواهم بمانم
 
تا
 
هميشه و هميشه
 
در كلبه عشق
 
ميزبان نفس هاي عاشقانه ات
 
خواهم ماند
 
دوستت دارم!
 
دوستت دارم!!!!!!!!
 

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 و ساعت 8:42
tatu
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384 و ساعت 20:15
انتها

زندگيم رنگ غروب داشت واسه من طلوع كشيدي

من به انتها رسيدم تو واسم شروع كشيدي

 

دستامو گرفتي و من دوباره اميد و ديدم

روي گل برگاي مريم نقش خوشبختي كشيدم

 

مي دونستم كه دوباره شبي تو مياي سراغم

گر چه بعد تو خاموش شد شعله گرم چراغم

 

فاصله بين من و تو هفتا آسمون نگاه بود

قلب من مثل هميشه بعد تو چه بي پناه بود

 

چمدون تنهايي مو پيش چشماي تو بستم

شيشه عمر غرورو واسه گريه ها ت شكستم

 

حالا تو هستي كنارم با يه آسمون ستاره

قصه عشق من و تو ديگه انتها نداره

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384 و ساعت 11:35
گذشته
 

 

گذشته...

گذشته ، يه زخم پير كهنه اس ، خوب نميشه

تو ابرا ، يه ابر گريه سازه ، دور نميشه

يه مرغ جَلده كه هيچ وقت نميره

يه دشت خشكه كه با اشك جون ميگيره

يه زنجيره ، يه بنده ، يه ديوار بلنده

گذشته مثل كوهه ، جنس سنگه

چه سخته ، چه سخته ، گذشتن از رو ديوار گذشته

يه خوابه ، رسيدن ، به فردائي كه پشت اون نشسته

گذشته ، تو فرياد تموم گريه هامي

يه عمره ، تو بيداري تلخ قصه هامي

تو شب هامو به بيداري كشوندي

تو خورشيد يه بيخوابو سوزوندي

تو آزاري ، تو دردي ، يه ديوار بلندي

گذشته مثل كوهي جنس سنگي

چي ميشد ، چي ميشد ، تمام لحظه هاي من بميرن

بميرن ، بميرن ، كه امروز منو از من نگيرن

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در شنبه بیست و چهارم دی 1384 و ساعت 12:20
بیوگرافی رضا صادقی

رضا صادقي

 

رضا صادقي 25 مرداد 1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد.
و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس)  . نظر
بــه اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده
بـود ابــتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او
بـمـسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش
را آغـاز كـند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه
فكري او بود با توجه به اينكه درآن سالها منطقه بندرعباس
امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه
كـتاب هــاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در
مــورد ايــــن هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد.
عــلاقــه مـــندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه
موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند

در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود

در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت

بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي
هـنـري بـــرداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر
بــاري بـــود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت
نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل
را تجربه كرد

عــــلاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات
بــاعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص
داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت


البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست

در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت . او سير نسبتا صعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد

سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او - لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت. البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است

آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند

حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش

براي دنيا زيبا كه مشكي هم در آن زيبايي جاي خاصي دارد

رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد.

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در سه شنبه بیستم دی 1384 و ساعت 15:32
julia volkova
Hosted by Tinypic.com
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در سه شنبه بیستم دی 1384 و ساعت 15:22
از 15 دی تا اول بهمن به شما چه خواهدگذشت

    
    
    فروردين‌
    احساسات‌ بخشي‌ از دنيايي‌ است‌ كه‌ در آن‌هيچ‌ زمان‌ و مكان‌ و مرزي‌ نيست‌. كسي‌ كه‌ ازسرنوشت‌ خود شكايت‌ مي‌كند از كوچكي‌ روح‌خود شكايت‌ كرده‌. كارهايتان‌ را دنبال‌ كنيد وگرنه‌ممكن‌ است‌ در يك‌ چشم‌ به‌ هم‌ زدن‌ كار را ازدست‌ بدهيد. تعصب‌ و بدبيني‌ بلاي‌ جان‌ آدمي‌است‌، كسي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ نزديكان‌ خود نگرشي‌منفي‌ داشته‌ باشد، روزگار خود و آنان‌ را سيه‌ كرده‌است‌. شما سعي‌ كنيد خوش‌بين‌ و باگذشت‌ باشيد.خوش‌قلبي‌ و مهرباني‌ گاه‌ موجب‌ دردسرهايي‌مي‌شود. احساسات‌ شريك‌ زندگيتان‌ را درك‌كنيد، با اين‌ پشتوانه‌ قوي‌ و نيرومند مي‌توانيدتمامي‌ راه‌هاي‌ نرفته‌ را برويد. اگر در كارهايتان‌تمركز داشته‌ باشيد كمتر دچار ضرر و زيان‌مي‌گرديد. همه‌ اشكال‌ها در بي‌دقتي‌ وحواس‌پرتي‌ است‌. دوستان‌ وفاداري‌ شما را دورگرفته‌اند، اما شما كمتر به‌ فكر آينده‌هاي‌ دورهستيد. نگرشتان‌ را تغيير دهيد، آن‌گاه‌ دنياي‌اطرافتان‌ تغيير مي‌كند.
    
    
    
    ارديبهشت‌
    به‌ زندگي‌ عشق‌ بورزيد، زيرا زندگي‌ متغير است‌و هر لحظه‌ دگرگون‌ مي‌شود. زندگي‌ هزار تويي‌است‌ كه‌ در آن‌ راه‌ گم‌ كرده‌ايم‌، قبل‌ از اين‌كه‌ راه‌يافتن‌ را ياد گرفته‌ باشيم‌. راز دوستي‌ در اين‌ است‌كه‌ به‌ تنش‌هاي‌ موجود در رابطه‌تان‌ بها ندهيد ودست‌ به‌ كاري‌ بزنيد كه‌ موجب‌ تقويت‌ دوستي‌شود. راز دوستي‌ در اين‌ است‌ كه‌ با موهبت‌دوستي‌، عشق‌ به‌ خداوند را در خودتان‌ ايجادكنيد و راز شادي‌ در اين‌ است‌ كه‌ احساس‌ من‌ ومال‌ خودم‌ را از خودتان‌ دور كنيد. گاهي‌ لجبازي‌كار را مشكل‌ مي‌كند، باور كنيد كه‌ لجبازي‌ شمازبان‌زد خاص‌ و عام‌ گرديده‌. هيچ‌ ترسي‌ نداشته‌باشيد، طرح‌ها و برنامه‌هاي‌ خود را ارائه‌ دهيد،تنها با كوشش‌ و كار مي‌توانيد به‌ موفقيت‌ برسيد.بايد طرح‌ها و برنامه‌هاي‌ خود را ارائه‌ دهيد تاديگران‌ از آن‌ مطلع‌ باشند. يك‌ فكر خوب‌ بايد درمعرض‌ قضاوت‌ قرار گيرد تا نواقص‌ و كاستي‌هايش‌برطرف‌ شود. هيچ‌ وقت‌ تنها نبايد به‌ قاضي‌ رفت‌،چون‌ رفتن‌ همان‌ و راضي‌ برگشتن‌ همان‌. به‌ حسن‌خلق‌ مي‌توان‌ ديگران‌ را راضي‌ كرد، اگر مالي‌ درميان‌ نباشد.
    
    
    
    خرداد
    اگر بر اعصابتان‌ مسلط باشيد طوفاني‌ كه‌ در راه‌است‌، فروكش‌ مي‌كند. كسي‌ كه‌ ديگران‌ را شادمي‌كند خود از شادي‌ بزرگ‌تري‌ سهم‌ مي‌برد.گره‌ ابرويتان‌ را باز كنيد و به‌ جاي‌ آن‌ به‌ استقبال‌زندگي‌ برويد، زندگي‌ با اين‌ روحيه‌ ميانه‌ بهتري‌دارد. هميشه‌ آنچه‌ زندگي‌ را زيرورو مي‌كند،مسائل‌ اقتصادي‌ است‌. اگر كوتاه‌ نياييد شايد به‌ناكجاآباد برسيد، بكوشيد تا سطح‌ زندگيتان‌ راكمي‌ تغيير دهيد. مردم‌ هيچ‌گاه‌ به‌ درون‌ آدم‌هاكاري‌ ندارند و بيشتر بر اساس‌ رفتارهاي‌ ظاهري‌آنان‌ قضاوت‌ مي‌كنند، پس‌ اگر در قضاوت‌ خوددچار اشتباه‌ شديد، عذرخواهي‌ كنيد. چون‌درختي‌ باشيد كه‌ در ميان‌ بادها و طوفان‌هاثابت‌قدم‌ و پابرجا مي‌ماند. لحظه‌ها از آن‌ ماهستند، اگر نورافكن‌ نگاهتان‌ را فقط روي‌ دنياتنظيم‌ مي‌كنيد، بدون‌ ترديد به‌ تصويري‌ تار و مبهم‌دست‌ مي‌يابيد. با مشكلات‌ همراه‌ باشيد ولحظه‌هاي‌ ناب‌ زندگي‌ را قدر بدانيد. يادتان‌ باشدسيبي‌ را كه‌ بالا مي‌اندازيد، تا پايين‌ بيايد هزارچرخ‌ مي‌خورد، درسته‌؟ اميدتان‌ به‌ خدا باشد،خداوند همواره‌ حامي‌ ماست‌.
    
    
    
    تير
    ذهن‌ خودتان‌ را با آرزوي‌ ديدار خدا پر كنيد.هميشه‌ با او باشيد، او را بستائيد و از شكوه‌ و جلال‌او لذت‌ ببريد. امروز شما، هر گامي‌ را كه‌ به‌ سوي‌خيروخوبي‌ بر مي‌داريد به‌ همان‌ مقدار به‌ ميثاق‌نخستين‌ نزديك‌ مي‌شويد. آيا ضربه‌هاي‌ تازيانه‌وجدان‌ را حس‌ كرده‌ايد، آيا احساس‌ پشيماني‌داشته‌ايد و آيا هيچ‌گاه‌ در درون‌ خود شكسته‌ايد؟بايد لب‌ فرو بست‌ و بازو گشود و كار كرد و دم‌ نزد وبي‌گمان‌ پذيرفت‌ كه‌ كليد زرين‌ كاميابي‌ كار وكوشش‌ است‌. به‌ دور و بر خود كه‌ نگاه‌ مي‌كنيدهمه‌، هر زمان‌ در پي‌ مقصد و مقصود خويشند وشما بايد به‌ زودي‌ جايگاه‌ خود را در گردونه‌زندگي‌ روشن‌ كنيد. اي‌ آشنا بر ساقه‌هاي‌ محبت‌پيوند مهر زنيد و جام‌ سبز سلام‌ را با عطر واژه‌هاي‌خويش‌ بياميزيد. مگذاريد كه‌ سردي‌ دلتان‌ ازسخاوت‌ خاطر بماند. يك‌ هديه‌ بسيار ارزشمنددريافت‌ مي‌كنيد. هميشه‌ حافظ شخصيت‌ و منش‌خويش‌ باشيد. چهارشنبه‌ بحمدا...روز بسيار خوبي‌است‌، روزي‌ خوش‌يمن‌. قفل‌ زندگي‌تان‌ را با كليدهنر باز كنيد، انشاءا...در اين‌ ميدان‌ هنرمند قابلي‌باشيد. سازگار هم‌ باشيد.
    
    
    
    مرداد
    ويژگي‌هاي‌ شخصيتي‌: پرانرژي‌، زيرك‌،مهارت‌ در طراحي‌، متكي‌ به‌ نفس‌، نيكوكار،خوش‌گفتار و خوش‌رفتار. هيچ‌گاه‌ تعصب‌ وبدبيني‌ كه‌ بلاي‌ جان‌ آدمي‌ است‌ را نگذاريد درخانه‌ دلتان‌ سكني‌ گزيند. زندگي‌ پر از بحران‌ وگرفتاري‌ است‌. از روياها فاصله‌ بگيريد و بكوشيد تاواقع‌بين‌ و واقع‌نگر باشيد. بخشي‌ از اين‌ بحران‌هازاييده‌ تخيلات‌ خام‌ و نسنجيده‌ است‌ كه‌ شما خيلي‌از آن‌ها را باور نداريد. به‌ دنبال‌ هوس‌هاي‌زودگذر نه‌ الان‌، كه‌ هيچ‌گاه‌ دنبالش‌ نباشيد. از منم‌زدن‌هاي‌ آنچناني‌ هميشه‌ بپرهيزيد، چون‌ مردم‌هم‌ گوش‌ دارند و هم‌ چشم‌. متوجه‌ ارزش‌ وقت‌باشيد كه‌ اين‌ پشتوانه‌ ارزان‌ بدست‌ نمي‌آيد. اگردر كارها تمركز داشته‌ باشيد كمتر دچار ضرر وزيان‌ خواهيد شد. همه‌ اشكال‌ شما در بي‌دقتي‌ وحواس‌پرتي‌ شماست‌. دوستان‌ وفاداري‌ شما رااحاطه‌ كرده‌اند، شما كمتر به‌ فكر آينده‌هاي‌دورتر هستيد. يادتان‌ باشد كه‌ زبان‌، ابزار تيز وبرنده‌اي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ سادگي‌ از آن‌استفاده‌ كرد. تغييراتي‌ را در برنامه‌ زندگي‌ خودايجاد كنيد. بايد امكانات‌ لازم‌ را فراهم‌ كرد، چون‌بي‌مايه‌ فطير است‌. يك‌ حادثه‌ بسيار نيك‌ درانتظارتان‌ است‌.
    
    
    
    شهريور
    اشك‌هاي‌ ديگران‌ را تبديل‌ به‌ نگاه‌هاي‌ پر ازشادي‌ كردن‌ بهترين‌ خوشبختي‌ است‌. هيچ‌ چيزي‌بهتر از عقلانيت‌ و دردمندي‌ نيست‌، كسي‌ كه‌ بداندبه‌ سوي‌ يك‌ بحران‌ بزرگ‌ پيش‌ مي‌رود، از قبل‌خود را آماده‌ خواهد كرد. فريب‌ احساسات‌توخالي‌ را نخوريد. شما دوست‌ عزيز، با هر چه‌محبت‌ است‌ ارتباط برقرار كنيد و نفرت‌ وناخوشايندي‌ را از خود برانيد. جايگاه‌تان‌ حقيقت‌است‌ و با شادي‌ و دلخوشي‌ حركت‌ زندگي‌ را آغازو الگوي‌ تاخير و عقب‌ماندگي‌ را از خود دور كنيد.
    به‌ پيشواز تازه‌ها برويد، لطف‌ خدا هيچ‌ دري‌ رابر روي‌ بنده‌ خود نمي‌بندد، بخصوص‌ كه‌ هيچ‌گاه‌شما نه‌ حسادت‌ در كارتان‌ است‌ و نه‌ چشم‌ وهم‌چشمي‌. انديشه‌هاي‌ منفي‌ را از خود دور كنيدو ذهنتان‌ را خانه‌ تكاني‌ كنيد و خود را از قيودي‌كه‌ دست‌ و پايتان‌ را بسته‌ و آزارتان‌ مي‌دهد رهاسازيد و جلوي‌ آينه‌ بايستيد و بگوييد مي‌خواهم‌كه‌ عوض‌ شوم‌. حال‌ را بر ثانيه‌هاي‌ بعدي‌ گره‌بزنيد در گذشته‌ متوقف‌ نشويد، خبري‌ نيست‌.
    
    
    
    مهر
    نفرت‌ ديگران‌ را با عشق‌ پاسخ‌ گوييد. براي‌چيرگي‌ بر دشواري‌ها، روش‌هاي‌ مختلفي‌ دراختيار ما انسان‌هاست‌. وقتي‌ به‌ خود عشق‌مي‌ورزيم‌ جهاني‌ نيز در چشم‌ ما دوست‌ داشتني‌جلوه‌ مي‌كند. سپاسگزار نعمت‌هاي‌ خداوندباشيد. زندگي‌ را قدر بدانيد و حرمتش‌ رانگهداريد، هيچ‌ چيز مقدس‌تر و ملكوتي‌تر از آن‌نيست‌. هميشه‌ مشكلات‌ اقتصادي‌ منشادردسرهايي‌ مي‌شود كه‌ تمامي‌ زندگي‌ را هدف‌قرار مي‌دهد. كسي‌ كه‌ ديگران‌ را شاد مي‌كند خوداز شادي‌ بزرگتري‌ برخوردار خواهد شد.حساسيت‌هاي‌ پيرامون‌ خود را كمي‌ كاهش‌دهيد. زندگي‌ يك‌ رودخانه‌ است‌، تا بيايي‌ دستت‌را بشويي‌ رفته‌. بياييم‌ محبت‌ را نه‌ فقط با كلام‌ كه‌ بانگاه‌ و لحن‌ صدا همراهي‌ كنيم‌. از خداي‌ مهربان‌ياس‌ها و شقايق‌ها مدد مي‌گيريم‌. گره‌ از ابروان‌باز كنيد، غبار غم‌ را بشوييد و شكوفه‌ لبخند را برلبانتان‌ همواره‌ داشته‌ باشيد. از مرزهاي‌ كدورت‌بگذريد پاييز سيه‌ را از صفا بارور كنيم‌ و در سايه‌سارعاطفه‌ها، با صداي‌ نور شب‌ را سحر كنيم‌. زندگي‌گاهي‌ بسيار تيره‌ و تار است‌. زندگي‌ دنياي‌ سياهي‌است‌ كه‌ ما بايد با روشن‌ كردن‌ چراغ‌هاي‌ اميد آن‌را به‌ روز درآوريم‌. يادتان‌ باشد كه‌ مي‌توان‌ باشكوفه‌ يك‌ لبخند گاهي‌ زندگي‌ خزان‌ زده‌اي‌ رابهاري‌ كرد كه‌ چه‌ با ارزش‌ است‌.
    
    
    
    آبان‌
    اگر نگرش‌ خود را تغيير دهيم‌، آن‌ گاه‌ دنياي‌اطرافمان‌ هم‌ تغيير مي‌كند. تجربه‌ امروز رانمي‌توانيد فردا بياموزيد. پس‌ همين‌ امروز كه‌فرصت‌ هست‌ آن‌ را دريابيد كه‌ شيرين‌تر ودلپذيرتر است‌. يادتان‌ باشد براي‌ انجام‌ نيكي‌بدنبال‌ دجله‌ نباشيد، نيكي‌هاي‌ خودتان‌ را توي‌نزديك‌ترين‌ رودخانه‌ بيندازيد و براي‌ گرفتن‌ اجرو پاداش‌ از ايزد منان‌ به‌ بيابان‌ نرويد. بياييد باچشم‌هاي‌ عاشق‌ جهاني‌ را تلاوت‌ كنيد. در زندگي‌لحظاتي‌ هست‌ كه‌ جز غم‌ و رنج‌ چيزي‌ رخ‌نمي‌دهد و نمي‌توانيم‌ از آن‌ اجتناب‌ كنيم‌. اما اين‌اتفاق‌ها دليلي‌ دارد، نمي‌توانيم‌ پيش‌ از آزمون‌ ياحتي‌ در هنگام‌ آزمون‌ به‌ اين‌ پرسش‌ پاسخ‌بدهيم‌. فقط هنگامي‌ دليل‌ وجودي‌شان‌ رامي‌فهميم‌ كه‌ بر آنها چيره‌ شده‌ باشيم‌. دوست‌خوبم‌، گاهي‌ اتفاقاتي‌ بي‌اهميت‌ مي‌توانند زيبايي‌را به‌ لحظه‌ مشقت‌باري‌ تبديل‌ كند. عشق‌ خطرناك‌است‌، كارهايتان‌ را دنبال‌ كنيد وگرنه‌ آنها شما رادنبال‌ مي‌كنند. يك‌ فرصت‌ بسيار خوبي‌ در انتظارشماست‌.
    
    
    
    آذر
    بياييد از مرز كدورت‌ گذر كنيم‌. پاييز سيه‌ را ازصفا بارور كنيم‌. بزرگي‌ مي‌گويد خوشبختي‌ فقط به‌كساني‌ روي‌ مي‌آورد كه‌ براي‌ خوشبختي‌ ديگران‌تلاش‌ مي‌كنند. هيچ‌ دري‌ را پشت‌ سر خود مبند،چون‌ ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد روزي‌ برگردي‌ و ازهمان‌ در خارج‌ شوي‌. دل‌ هيچ‌گاه‌ به‌ خلق‌ مبندكه‌ خسته‌ گردي‌، دل‌ به‌ خدا بند كه‌ رسته‌ گردي‌. باخدا زندگي‌ كنيد. او را وارد زندگي‌تان‌ كنيد، آن‌گاه‌ ديگران‌ هم‌ حضور خدا را احساس‌ خواهندكرد. شايد قبلا هم‌ گفته‌ باشم‌ كه‌ يك‌ دوست‌ خوب‌به‌ اندازه‌ يك‌ فاميل‌ ارزش‌ دارد. زندگي‌ بي‌يادخدا تاريك‌ است‌. بايد هم‌ چون‌ وسيله‌اي‌ دردست‌ خدا باشيد، خلوص‌ و صداقت‌ قلب‌، همانندالماسي‌ است‌ كه‌ نور خدا از طريق‌ آن‌ مي‌تابد.نوش‌ خواهي‌، نيش‌ بايد چشيد. امروز را داشته‌باشيد، اگر نگرشتان‌ را تغيير دهيد آن‌ گاه‌ دنياي‌اطرافتان‌ هم‌ تغيير مي‌كند. امروز فرصت‌ آن‌هست‌ كه‌ زندگي‌تان‌ را دلپذيرتر و زيباتر سازيد.روزهاي‌ قشنگ‌ جواني‌تان‌ را به‌ خاطر داشته‌باشيد، بگذاريد با خاطرات‌ زيباي‌ امروز، به‌ دوره‌ميانسالي‌ پا بگذاريد.
    
    
    
    دي‌
     گاهي‌ دوست‌ عزيز اميد تنها گل‌ بهاري‌ است‌.جهان‌ كويري‌ است‌ تشنه‌، اگر از ابر مهرباني‌ باران‌نبارد، بياييم‌ روي‌ پاي‌ تر باران‌ به‌ بلنداي‌ محبت‌برويم‌. وقتي‌ كه‌ تنها هستيم‌ بايد مواظب‌انديشه‌هاي‌ خود باشيم‌. وقتي‌ كه‌ با خانواده‌هستيم‌ بايد مواظب‌ اخلاق‌ خود باشيم‌ و وقتي‌ كه‌در جامعه‌ قرار مي‌گيريم‌ بايد مواظب‌ زمان‌خويش‌ باشيم‌. نتيجه‌ زياده‌روي‌ در خرج‌ اگربيهوده‌ هم‌ باشد اين‌ است‌ كه‌ خوشي‌ زودگذراست‌. راز دوستي‌ در اين‌ است‌ كه‌ محبت‌ را نه‌فقط با كلام‌ كه‌ با نگاه‌ و لحن‌ صدا ابراز كنيد.روزهاي‌ بسيارخوبي‌ در انتظار شماست‌، روزهايي‌كه‌ هيچ‌ گاه‌ مثل‌ آن‌ نداشته‌ايد. زندگي‌ به‌ زندگي‌كردن‌ تعلق‌ دارد و كسي‌ كه‌ زندگي‌ مي‌كند بايدبداند و خود را براي‌ تغييرات‌ جديد آماده‌ كند.زنگ‌ها براي‌ شما، در اسرع‌ وقت‌ به‌ صدادرمي‌آيد و روزهاي‌ خوش‌ و خرم‌ و سعادتمندي‌را پيش‌ روي‌ خواهيد داشت‌، به‌ اميد خداوند وروزهاي‌ قشنگ‌ خدا. تولدتان‌ را تبريك‌مي‌گوييم‌.
    
    
    
    بهمن‌
    اي‌ عزيز به‌ زندگي‌ عشق‌ بورز، زيرا زندگي‌ متغيراست‌ و هر لحظه‌ دگرگون‌ مي‌شود. زندگي‌ هزارتويي‌ است‌ كه‌ در آن‌ راه‌ گم‌ كرده‌ايم‌، قبل‌ از اين‌كه‌ راه‌ رفتن‌ را ياد گرفته‌ باشيم‌. دوست‌ عزيز، رازدوستي‌ در اين‌ است‌ كه‌ به‌ تنش‌هاي‌ موجود دررابطه‌هايتان‌ بها ندهيد و دست‌ به‌ كاري‌ بزنيد كه‌موجب‌ تقويت‌ دوستي‌ شود. راز دوستي‌ در اين‌است‌ كه‌ با موهبت‌ دوستي‌، عشق‌ به‌ خداوند را درخودتان‌ ايجاد كنيد و راز شادي‌ در اين‌ است‌ كه‌احساس‌ من‌ و مال‌ من‌ را از خود دور كنيد.
    دوست‌ عزيز، قدر وقت‌ را بدانيد كه‌ هيچ‌ گاه‌نمي‌توانيد آن‌ را كه‌ از دست‌ داده‌ايد دوباره‌بدست‌ آوريد. اگر به‌ فكر موفقيت‌تان‌ باشيد،ديگران‌ در كنار شما قرار خواهند گرفت‌ و شما راكمك‌ خواهند كرد تا موفق‌ شويد، البته‌ يك‌ شانس‌آنچناني‌ شما را در بر گرفته‌ كه‌ انشاءا...با مشورت‌دوستان‌ عزيزتر از جان‌، تمامي‌ اهدافتان‌ را محقق‌سازيد. سخت‌ اعتماد مي‌كنيد، آه‌ و ناله‌ نكنيد كه‌فقط شما را خسته‌ و خسته‌تر مي‌كند. كمك‌ كنيد تاكمك‌ ببينيد.
    
    
    
    اسفند
     بياييم‌ بر تار و پود زندگي‌ نقشي‌ از مهرباني‌ وسادگي‌ زنيم‌، نقشي‌ از سادگي‌ و صفايي‌ كه‌سال‌هاست‌ بر سرزمين‌ دل‌هايمان‌ جوانه‌ عشق‌زده‌ است‌. سرشار از مهر به‌ يكديگر در تلاطم‌امواج‌ زندگي‌ چون‌ زورقي‌ شويد، اميدبخش‌ ونجات‌ دهنده‌، كه‌ هزاران‌ تن‌ را به‌ ساحل‌ اميدمي‌كشاند... نقشي‌ از زيباترين‌ لحظات‌ خوب‌زندگي‌، لحظات‌ مهرباني‌ شور و همدلي‌ مي‌كشاند.يادتان‌ باشد آناني‌ كه‌ پيروز مي‌شوند همان‌هايي‌هستند كه‌ از مشورت‌ دوستان‌ كاملا بهره‌مندهستند. مشكلي‌ نيست‌ كه‌ عشق‌ ناتوان‌ از غلبه‌ بر آن‌باشد، دردي‌ نيست‌ كه‌ عشق‌ عاجز از درمان‌ آن‌باشد. با عشق‌ دست‌ دوستي‌ و مودت‌ دهيد وكنارش‌ بنشينيد و قدرت‌ عشق‌ را نظاره‌ كنيد. مهم‌نيست‌ كه‌ غم‌ تا كجا ريشه‌ دوانده‌، تا كجا افق‌ را تيره‌و تار مي‌نمايد، قدرت‌ عشق‌ هيچ‌گاه‌ دربرخورد بامعضلات‌ براحتي‌ كنار نمي‌آيد، خودتان‌ را بي‌نيازو عقل‌ كل‌ ندانيد. آن‌ چه‌ ما را مي‌كشد دلمردگي‌است‌ و اين‌ عالم‌ سراسر زندگي‌ است‌، اين‌ جمله‌ رادر تيررس‌ نگاهتان‌ قرار دهيد تا هيچ‌گاه‌ نفرين‌ برزندگي‌ نكنيد. از خداوند كمك‌ بخواهيد كه‌روشنايي‌ الهي‌ ما را احاطه‌ كرده‌ است‌. به‌ اميدموفقيت‌ روزافزون‌ 
    
    
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در سه شنبه بیستم دی 1384 و ساعت 13:49
اینم بیوگرافی لیلا که خواسته بودین
 

 ايران - اصفهان - 4 اسفند ماه كودكي از مادر و پدري هنرمند زاده شد . او هزاران مجنون خواهد داشت پس او را ليلا نام نهادند.  هنر گويي جزئي جداناپذير از وجود اين كودك بود. از همان دوران از خاك مقدس صحنه به آسمان  پر ستاره اين سرزمين نازنين بال و پر گشود. همگان حتي بي هنران مدعي هنر نيز  باور داشتند  كه شايد سالها بگذرد تا پديده اي چون او دوباره ظهور كند .  ساده بود ... بسيار ساده ... با مردمي مي نشست كه از جنس او بودند به همان سادگي و صميميت ... راه به بيراهه نبرد و به قهقرا نرسيد  و لحظه اي از درخشيدن وا نماند . از همنفسي با مردمي كه او را مي خواندند  به پرده سپيد هفتمين هنر قد كشيد ...

سالهاي خوب كودكي و نوجوانيش را  به جاي شخصيتهاي خيالي زندگي كرد . تصوير در تصوير  چهره معصوم او نقش هاي سياه و سفيد را باورپذير نمود. اين خود قصه بود ... و نه آغاز ...  و اما شروع شد ...  يك تصميم كه شايد براي همه عمر ... و ليلا خواند ... باز هم خواند و خوب خواند :

اگر تنهايي كوهم سكوت شوره زارم ... اگر فرياد يك دردم كه طعم گريه دارم    اگر بغض گلوي ابر بي باران دشتم ...  اگر آواره مثل باد سرگردان دشتم...      و همگان به اين باور رسيدند كه او :

صداش بارون دلش درياست.... غمش فرياد اين دنياست... نگاه او هنوز در راه  فرداست...

و ليلا پلي بود از او تا يك سرزمين ترانه ... و بزرگان ترانه و آهنگ دوست ميداشتند صداي جادويي او پيامبر احساسشان باشد و بهترينهايشان را به او مي سپردند .

سالهاي ستاره بازي بود و او تك ستاره پر فروغ بي نيازي . و اما راوي قصه حادثه اي ديگر را رقم زد .  پرستوها از دشت آزادگي پر كشيدند  كلاغهاي بي خبر از عشق در بيدادگاه هايشان  ترانه را تير باران كردند ... براي ساز حكم حبس ابد صادر شد  و آوازه خوان بيگناه به تنهايي و تبعيد محكوم... رنگهاي خوش رنگارنگ به خاكستري مبدل شدند ... گفتند دمد سپيده ابر سيه برآمد  گفتند شبي مهتابي ... ظلمت سراسر آمد... اما ستاره در شبهاي تار و شرجي هم درخشيد .  غربت آسمانش نبود اما نورش را  به سياهي شبهاي وطن رساند . شادي پيامي بود كه او با عشق  به قبيله افسرده و تهي از اميدش رسانيد رسالتش همين بود شايد ! پيامبر صدها سبد ترانه  غربت را رنگ و بوي خانه بخشيد.  بيش از صدها ترانه از عشق و آزادي خواند. و از طپش هاي عاشقانه گفت و از  سراب و كهكشاني از ترانه و از قصه عشق و ديدار و تصوير و از قصه من و تو ...... و امروز كه از عشقي الهي سرشار  است  از يك بوسه مي خواند .  قسمتش اين بود كه خداوند به پاس مهرباني و پاكي اش يك دنيا عشق را به او و همسفرش بي بهانه هديه كند .

تا آسمان باقيست ستاره خواهد درخشيد و به ياد داشته باشيم  كه صدا ... صدا ... و اين تنها صداست كه مي ماند . جاودان صداي او

 

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در سه شنبه بیستم دی 1384 و ساعت 10:34
بریتنی اسپیرز وهمسرش

بريتنی اسپيرز

بريتنی اسپيريز يکی از پرطرفدارترين چهره های صنعت موسيقی است، حتی اگر به دليل بارداری، سال نسبتا ساکتی را گذرانده باشد. وی در سپتامبر پسری به نام شون را به دنيا آورد. وی در فهرست گوگل هشتم شد، ولی در فهرست جستجوگر ياهو صدرنشين است.

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در سه شنبه بیستم دی 1384 و ساعت 10:32
شکسته دل
گليم بخت من را از سياهي بافتند/بناي عمر من را ازتباهي ساختند/ شكسته دل خسته ام از زندگي/نسيب من رنج وازردگي/ حالا ديگه ارزو مي كنم واسه خودم مرگ و اسودگي/ بعضي ها با يد باشند هميشه گريون/بعضي تو بختشون نوشته زندون/ بعضي خاكشون از غم/بعضي سهمشون ماتم/ من مي خواستم شب وروشن ببينم/ازدلم رنج و غم وغصه رو بيرون كنم شعر از اتناي عزيزم
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در دوشنبه نوزدهم دی 1384 و ساعت 8:12
اون عزیزایی که بیوگرافی ابرو گوندش خواسته بودن

بيوگرافی ابرو گوندش

 

متولد 1974 در استانبول                                                                                  

بعد از تحصيلات ابتداي و متوسطه در يك خياطي در استانبول شروع به كار كرد                 

كه بخاطر صدا و چهره ي زيبا توسط كلوپ نوار پر كني " ماش " كشف شد و اولين آلبوم خود را 

در سال 1993 وارد بازار كرد وي چهار سال پيش يك عمل جراحي به خاطر تومورمغزي انجام داده وحالا نيز در سلا متي كامل به سر مي برد.       

وي يك بار نيز ازدواج كرده ( با يك وكيل ) كه بخاطر مشكلات مالي به طلاق منجر شد وهم اكنون نيز در استانبول زندگي ميكند.

آخرين آلبوم ابرو گوندش تقريبا دو ماه پيش وارد بازار شد كه من هم دوهفته بيشتر طول نكشيد كه پيداش كردم در اين آلبوم كه 13 ترك داره از همه ترانه هاش خوشم اومد ولي ترك شماره 2 (سويليم ) كه هم غمگينه وهم ريتم خيلي قشنگي داره بيشتر به دلم نشست در ضمن يكي از آهنگهاي ابراهيم ت را هم خونده (دوي سون داغلار تاشلار)

كه ميشه گفت ريتم خوندن را 30% تغيير داده ولي آهنگش كلا تغيير كرده براي من كه از هر دو تا خواننده خوشم مياد ازهر دو تا ترانه هم خوشم مياد ٬ اگه نميدونيد لازمه اينم بگم كه يك بار ابراهيم ت از ابرو خواستگاري كرده بود كه داداش سياه ضايع شد .  در ضمن بيوگرافي ابراهيم هم به موقع اش

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در یکشنبه هجدهم دی 1384 و ساعت 19:44
نا چشيده

قلبم را بخشيده ام/اما سينه ام جاي خاليش را نمي پذيرد/خواستم بگويم پسش بده/امازبانم در اين ترديد سوخت/پس عاشقي رادر اغوش گرفتم/بي قلب/تنها شعر ازادي را مي افريند

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در یکشنبه هجدهم دی 1384 و ساعت 7:58
سحر
 

سلام من سحر هستم ۲۱سالمه واميدوارم كه بتونم با 

مطالبي كه اينجا ميزارم هم شما و هم خودم رو راضي

 كرده باشم وبتونم با مطالبی که می نویسم توجه شما

عزيزان رو جلب كنم و بتونيم از با هم بودنمون لذت ببريم و

 در آخر خوشحال مي شم با سر زدن به وبلاگ من وعقايد

    پر مهرتون منو ياري كنيد تا بتونم اين وبلاگ رو به هدفهايي

               كه دارم نزديك كنم  با تشکر صمیمانه از مهسای عزیز که بهم کمک میکنه  برای بهتر شدن

              وبلاگ تا سلام ۲باره بای

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 12:3
tatu
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 11:28
باد پاییزی

خسته از تلنگربا د

خسته ازهواي پاييز

بوي كاغذهاي كاهي

توي كوچه هاي پاييز

 

يكي نيست بگه مسافرعشقت روكجاگذاشتي رفتي وتووحشت بادمنوتنها جاگذاشتي .

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 11:8
بریتنی
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 و ساعت 13:23
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 و ساعت 13:20
بریتنی اسپیرز
 

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 و ساعت 13:19
tatu
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 و ساعت 13:16
نگاه تو...
ومن به حرمت نگاه تو سكوت مي كنم ودرسكوت لحظه هاي خود زنده مي شوم به ياد نوروعشق وزندگي سجده مي كنم به پيشگاه حرفهاي تو و تو سكوت مي كني ومن به حرمت سكوت تو حرف مي زنم براي تو ولحظه هاي مرده اي كه به حرمت نگاه تو سكوت كرده ام

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 و ساعت 8:5
اري اغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست من به پايان ديگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست 
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در سه شنبه سیزدهم دی 1384 و ساعت 8:59
خدايا
من در كلبه فقيرانه خود چيزي دارم كه تو درعرش كبريايي خود نداري من چون تويي رادارم وتو چون خودرا نداري!

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در سه شنبه سیزدهم دی 1384 و ساعت 8:45
اشنایی

مي دوني خوبيه اين كه آدم از ابتداي آشنايي همش به جدايي فكر كنه چيه؟اينه كه

قدر تمام لحظه هاي با هم بودن رو مي دونه...اينطوري آدم هرگز از حرف زدن يا بودن با

دوستش خسته نمي شه

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت 15:52
لحظه هارا باتوبودن
لحظه هارابا توبودن در نگاه تو شكفتن حس عشق در تو ديدن مثل روياي تو خوابه با تو رفتن با تو بودن مثل قصه تورو خوندن تا هميشه تورو خواستن مثل تشنگي به آب

|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در شنبه دهم دی 1384 و ساعت 8:43
نانسی-جنیفر-
Click to view full size imageClick to view full size image 
|+|
نوشته شده توسط سحر/مهسا در شنبه دهم دی 1384 و ساعت 0:4

خيس خيس شده بودم ولي نوازشگر

گوش من صداي تو بود ، نه صداي باران .

در ميان حرفهايت پلکهايم را بهم زدم تا

مطمئن شوم آرزويم به حقيقت پيوسته :

بـــــا تـــــو

زيـــــر يـــــک چـــــتـــــر

در بــــــاران

***************************************

همین حسی که دارم

حتی وقتی از تو دورم

تلخ وبیمارم چقدر خوبه

همین بس که میدونم

خوب خوبی

خواب خوابی

من که بیدارم

چقدر خوبه

همین بغضی که دارم

همین ساز شکسته

دلیل از تو مردن

از تو رفتن تا تو

برگشتن چقدر خوبه

همین اشکی که غلتید

همین دستی که لرزید

همین دردی که پیچید از غم تودر صدای من چقدر خوبه

چقدر خوبه که هستی

اکه حتی بَدِ بَدِ

اگه حتی غریبه

مثل سایه پا به پای من چقدر خوبه

چه بی نوره ستاره

همین که تو بخندی

چه بی رنگه اقاقی پیش لب هات وقت شکفتن

چقدر خوبه

همین حرفی که کم شد از لب من تا ترانه از تو پر واژه چقدر خوبه

همین وصفی که گم شد تا دوباره عاشقانه از تو پر واژه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

******************************************

آرزو کردم تو باشی، واسه قلب بی پناهم
یک پناه سرد خاموش، که باشه چشم به راهم

آرزو کردم تو باشی، قصه زیبای دنیا
تو بخونی اسم من را ، تو بشی واسم یک رویا

آرزو کردم تو باشی ، همیشه در کنارم
وقت خواب وبیداری ببینم من روی ماهت

اما تو با من نبودی، از دل سردم نخوندی
تو جدا شدی زقلبم ، چونکه عاشقم نبودی

چقدر آسون شکستن ، همه درهای خانه
تو آرزوی سردم، من شدم فقط دیونه

تو رها کردی رفت